لشکاجان
اين وبلاگ دربردارنده مطالب و اخباري پيرامون روستاي سرسبز لشكاجان است،اميدوارم در اين راه با ما باشيد تا بتوانيم نام سبز لشكاجان را در فضاي مجازي جاودانه كنيم.متشكرم 
قالب وبلاگ

وقتی که آدم هبوط کرد زمین آنقدر پهناور بود که شاید ابوالبشر هیچگاه فکرش را نمی کرد که زمین با اینهمه فراخی اش روزی به تنگ آید.اما افزایش روزافزون جمعیت و محدود شدن ثروت ها باعث شد تا خزائن موجود در زمین بین انسانها تقسیم شود و آنچه مشخص است این است که از همان ابتدا این ثروت به طور عادلانه تقسیم نشد.از آن زمان تا کنون همواره فقیر وجود داشته و مسلما همچنان وجود خواهد داشت.اما بودند کسانی که از همان زمان فریاد عدالت سرداده اند و تلاش کرده اند تا این اختلاف طبقاتی را تا میتوانند محدود کنند.از جمله ی این سازمانها کمیته امداد است که در کشور ما فعالیت میکند که البته دراین زمینه تلاشهای تحسین برانگیزی نیز کرده است.اما آنچه من را و نیز امثال من را به تعجب وا میدارد وگاه نگران می کند این است که افرادی را میبینیم که با اینکه از نظر مالی غنی و گاهی کاملا مستطیع هستند اما معلوم نیست چگونه تحت پوشش این کمیته قرار گرفته اند،مثلا در همین لشکاجان قرار بود (و هست!) که به کسانی که تحت پوشش این کمیته هستند کنتور گاز رایگان تعلق بگیرد اما متاسفانه در لیست خانواده های تحت پوشش افرادی دیده می شوند که با هر معادله ای که حساب کنی نمیتوانی با خودت کنار بیایی که آنها مستحق دریافت مستمری باشند!قسمت غم انگیز ماجرا این است که باز در همین لشکاجان هستند کسانی که به نان شبشان هم حتی گاهی محتاجند اما بنابه دلایلی- که برای من معلوم نیست – مستمری کمیته امداد به آنها تعلق نمی گیرد .امیدوارم از این به بعد کمیته امداد در زیر پوشش قراردادن خانواده ها دقت بیشتری کند و از آنطرف کسانی هم که دستشان به دهنشان میرسد متقاضی عضوشدن در کمیته امداد نشوند.

 

 

                                                           محسن سفیدی لشکاجانی

                                                                     دی 1389

[ پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]

نمیدونم در جریان هستید یا نه ولی برادر بزرگوارمون آقای دکتر امیری علاوه بر خصوصیات خوبشون طبع لطیف شاعرانه ای هم دارند.ایشون شعری دارند با عنوان بازگشت" که مضمون شعر درخصوص بازگشت به روزهای خوب کودکی ایشون در لشکاجانه. از ایشون اجازه گرفتیم تا لذت خواندن این شعر نو رو با همه شما سهیم بشیم:

"بازگشت"

از نیمه عمر می گذرد امسال

            این هجرت ناخواسته

               جسم و جانم اما

                       در فکر بازگشتی دگر است..

              خاطرم هست تا بنویسند

                   از اینجا ببرندم تا بهشت-شمال-

                          تا درون سبزه ها

                               کنارآن  درخت بلند-بریده شده-

                               بر خاطرات کودکی ام-شاید بزرگ شده-

                           نزدیک پدربزرگ مهربانم - که خیلی دور شده-

                          طولی حدود متری و هشتاد

                               و عرضش هرچقدر شد بهتر

                       باغچه‌ای سبزگون برای یک عمر یا بیشتر       

                                 با نشانی کوچک- نام و روز تولد... 
  

                              نه! یک شعر کوتاه کافیست 
                        

                                         از شاعر محبوبم

                                         -  "وای باران باران"-

                                        چه خواب دلپذیریست

                                 با نگاهی به کوه، در حوالی دریا

                                    تا ابد در آغوش خاک بارانی

                                                                                                  .....

                                                                                       هادی امیری-1387

 

[ پنجشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]

سلامی دوباره.قبل از هرچیز بگم که این بخش  توسط دوست عزیز آقای محمدجابرمعین تهیه شده که که جا دره از همینجا ازش تشکر کنیم.عکسای زیر  مربوط به مسجد درحال بازسازی  لشکاجان علیاست.. همانطور که از تصاویر پیدا است این مسجد هنوز در مراحل اولیه ساخت قرار داره که یکی از مهمترین دلایلش هم کمبود سرمایه مورد نیاز برای ادامه کاره. قابل توجه اینکه تمام مراحل ساخت این مسجد و یا تخریب مسجد قدیمی با کمک های مادی و یدی مردم خیّر روستا و مناطق اطراف انجام شده خلاصه  این مطلب رو اینجا میزاریم که شاید اگه کسی خواست کمکی به ساخت این مسجد بکنه کارش رو راحت کرده باشیم.دوستای خوبی که علاقمند به این کار هستن میتونن با شماره تلفن 09117098842 جهت کسب اطلاعات بیشتر تماس بگیرند.

 

[ یکشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱:۱٥ ‎ق.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]

سلام

بالاخره بعداز مدتها انتظار توام با نگرانی سرانجام امیدمان به بار نشست و امروز آسمون بخلشو نسبت به زمین شمال کنار گذاشت و ما شاهد یه بارون خوب بودیم.هواشناسی هم گفته هوا از یکشنبه سردتر میشه.خوب خدارو شکر.احتمالا هوا فردا و پس فردا هم به همین شکله(قابل توجه کسایی که آخرهفته ها میان شمال!)گفتیم که گفته باشیم!نیشخند

[ پنجشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]

این داستان کوتاه هم تقدیم شما:

ابوریحان بیرونی در خانه یکی از بزرگان نیشابور میهمان بود از هشتی ورودی خانه ، صدای او را می شنید که در حال نصیحت و اندرز است .
مردی به دوست ابوریحان می گفت هر روز نقشی بر دکان خود افزون کنم و گلدانی خوشبوتر از پیش در پیشگاهش بگذارم بلکه عشقم از آن گذرد و به زندگیم باز آید . و دوست ابوریحان او را نصیحت کرده که عمر کوتاست و عقل تعلل را درست نمی داند آن زن اگر تو را می خواست حتما پس از سالها باز می گشت پس یقین دان دل در گروی مردی دیگر دارد و تو باید به فکر آینده خویش باشی .
سه روز بعد ابوریحان داشت از دوستش خداحافظی می کرد که خبر آوردند همان کسی که نصیحتش نمودید بر بستر مرگ فتاده و سه روز است هیچ نخورده .
میزبان ابوریحان قصد لباس کرد برای دیدار آن مرد ، ابوریحان دستش را گرفت و گفت نفسی که سردی را بر گرمای امید می دمد مرگ را به بالینش فرستاده . میزبان سر خم نمود .
ابوریحان بدیدار آن مرد رفته و چنان گرمای امیدی به او بخشید که آن مرد دوباره آب نوشید . ارد بزرگ اندیشمند برجسته می گوید : هیچگاه امید کسی را نا امید نکن، شاید امید تنها دارایی او باشد .


http://kherad.parsweblog.com/files/2009/11/8ictub13.jpg


می گویند : چند روز دیگر هم ابوریحان در نیشابور بماند و روزی که آن شهر را ترک می کرد آن مرد با همسر بازگشته خویش ، او را اشک ریزان بدرقه می کردند

 

[ چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]

سلام.قبل از هر چیز تشکر میکنم از همتون که بزرگواری میکنید .و تشکر میکنم از برادر بزرگوارم آقای دکترحیدری که اجازه دادن تا این عکسا رو که مربوط به عزاداداری هیئت های لشکاجان(سفلی و علیا)هست براتون بذلرم.همه ی این عکسها از وبلاگ کویه سفلی گرفته شده که میتونین از ستون کناری برای سرزدن بهش استفاده کنید.

عزاداری عاشورای 89 در کویه سفلی -


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]

٣١ ‬دسامبر ( پنج شنبه شب) با به صدا درآمدن ناقوس کلیساهای سراسر جهان، سال ٢٠١١ میلادی ‬با یک دقیقه خاموشی آغاز ‌شدکه به گفته مسیحیان این یک دقیقه، لحظه نیت و آرزو کردن مسیحیان جهان است.

با فرارسیدن سال نو میلادی، هموطنان مسیحی ایرانی نیز در کنار دیگر مسیحیان جهان عید سال نو را جشن می‌گیرند. ارامنه ایران در سال 1605 در زمان شاه عباس به ایران کوچ کردند. بیشتر آنان در شهرهای تهران، اصفهان، آذربایجان غربی و شرقی اقامت دارند.

اصفهان 20 کلیسا دارد که 13 کلیسا متعلق به ارامنه ارتدکس و بقیه مربوط به پیروان کاتولیک و پروتستان است.

جمعیت ارامنه ایران دارای سه خلیفه‌گری جداگانه و دو نماینده در مجلس شورای اسلامی هستند.

سال نو مسیحی هر ساله همزمان با فرارسیدن میلاد حضرت مسیح آغاز می ‌شود و مسیحیان سراسر جهان با آداب و رسوم خاص خود این ایام راجشن می‌‌گیرند و با عبارت "کریسمس مبارک" که به معنای "تولد برگزیده مبارک"  است آغاز سال نو میلادی را به یکدیگر تبریک و تهنیت می‌‌گویند.

ما نیز آغاز سال نو را به همه به خصوص مسیحیان هموطن تبریک می گوییم.

 

 

[ شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]

سلام شاید وقتی زنده یاد فروغ فرخزاد شعر ماندگار "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد" رو میگفت اصلا فکرشو نمیکرد که یه وقتی تو زمستون اونم تو شمال مردم با لباسهای بهاری وحتی آستین کوتاه تو روز بیان بیرون.اما این اتفاق امسال تا اینجا رخ داده و پائیزو زمستون-تا به حال-روی سردشونو به مردم نشون ندادن و اگه اون بارون نم نم دو هفته پیش رو ندیده بگیریم الان حدود ٣ ماهه که یه بارون خوب نیومده.امیدوارم خدا به همه مون رحم کنه و امسال مشکل کم آبی نداشته باشیم.هوا این روزا خیلی خوبه.منم بیکار ننشستم و چندتا عکس گرفتم که به زور آپلودشون کردم!اینجا ۴تاشونو براتون گذاشتم.میدونم کمه ولی شما ببخشید ایشالا جبران میکنم.پیشکش چشمای مهربونتون

دو عکس از یه خونه قدیمی(منزل خانم مرضیه علیپرست)

این عکس هم یه جاده است اول لشکاجان سفلی (منتهی به باغ آقای قاسمزاده)

این عکس رو هم غروب گرفتم

[ پنجشنبه ٩ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]

میلاد حضرت عیسی(ع) رو به همه ی شما دوستان تبریک میگم.

امیدوارم سال میلادی جدید که از هفته آینده شروع میشه سال صلح و دوستی و آزادی برای همه ی ملتهای رنجدیده ی دنیا باشه.

[ جمعه ۳ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]

امروز درحالیکه دونفر مشغول جوشکاری لوله های گاز برای لوله کشی منزل آقای رضا قاسمی بودن جرقه های ناشی از جوشکاری می پره روی نفت و بنزینی که زیر پنجره بود و باعث آتش گرفتن دیوار کنار خونه میشه.جوشکارا هم بندگان خدا بی خبر از همه جا مشغول کار بودن که یه دفه میبینن آتیش داره از پنجره میاد تو.با دادوبیداد همسایه ها جمع میشن و بازحمت زیاد آتیش رو خاموش می کنن و نمیذارن آتیش به اتاقای دیگه برسه با اومدن ماشین آتش نشانی هم این قائله ختم میشه.ایندفه باز به خیر گذشت اما کلا جوشکارها باید بیشتر مواظب باشن!!

[ چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
امکانات وب