لشکاجان
اين وبلاگ دربردارنده مطالب و اخباري پيرامون روستاي سرسبز لشكاجان است،اميدوارم در اين راه با ما باشيد تا بتوانيم نام سبز لشكاجان را در فضاي مجازي جاودانه كنيم.متشكرم 
قالب وبلاگ

اگه این چند وقت گذرتون به لشکاجان افتاده باشه به خصوص غروب سر سه راه علیکلایه یه عده آدمو میبینین که دور هم جمع شدن و دارن به قول معروف یه والیبالی میزنن تو رگ!این چند وقته به ویژه جمعه ها بازار این بازی تیمی تو لشکاجان حسابی داغه و از دور و اطراف هم میان واسه بازی.ما به جزئیاتش کاری نداریم ولی چیزی که مشخصه اینه که اصل این کار خیلی پسندیده و خوبه،اونم تو این دوره ای که خیلی ها به خاطر بیکاری و مسائل دیگه دور و بر مخدرات می چرخن وجود همچین فضاهایی و تشویق مردم به بازی های گروهی و ورزش قابل ستایشه.

اینم دو تا عکس از والیبال که دیروز گرفتم. 

[ پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ٥:٢۳ ‎ب.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]

این روزها سالروز بزرگداشت فردوسیه،این شعر از فردوسی تقدیم شما:

سیاوش منم نه از پریزادگان ** از ایرانم از شهر آزادگان

که ایران بهشت است یا بوستان ** همی بوی مشک آید از بوستان

سپندارمذ پاسبان تو ایران باد ** ز خرداد روشن روان تو باد

ندانی که ایران نشست من است ** جهان سر به زیر دست من است

هنر نزد ایرانیان است و بس ** ندادند شیر ژیان را به کس

همه یکدلانند و یزدان شناس ** به نیکی ندارند از بد هراس

دریغ است که ایران ویران شود ** کنام شیران و پلنگان شود

همه جای جنگی سواران بدی ** نشستن گه شهریاران بدی

چو ایران نباشد تن من مباد ** بر این بوم و بر زنده یک تن مباد


همه روی یکسر به جنگ آوریم ** جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

ز بهر بر و بوم و پیوند خویش ** زن و کودک وخرد و فرزند خویش

همه سر به تن کشتن دهیم ** از آن به که کشور به دشمن دهیم

[ یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ٦:٢٠ ‎ب.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]

این لینک فعلا در دسترس نمی باشد!

[ پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]

زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند.
دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.» درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد: « من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.»

[ پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ٥:۳٥ ‎ب.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]

امروز اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی شیراز است در مورد زندگی این شاعر نامی کشورمان حکایت بسیار زیاد است.وظیفه خودم دانستم تا لااقل چند بیتی از این چهره بزرگ ادبی در وبلاگم درج کنم تا شرح و بسط بیشتر انشاء الله در فرصتی دیگر.

سعدی شیرازی، یکی از شاعران توانا و شیرین سخن ایران است. وی در دهه نخستین قرن هفتم هجری در شیراز و در خاندانی که همه از عالمان دین بودند پا به عرصه هستی نهاد. نامش مُشَرَّف الدین یا مُصلحُ الدین است. هنوز کودک بود که از نوازش دست های مهربان پدر بی بهره ماند. در سن جوانی به بغداد رفت و در نظامیه که از دانشگاه های مهم علوم دینی آن زمان محسوب می شد به تحصیل پرداخت و از محضر دو استاد بزرگ «ابن جوزی» و «شهاب الدین سُهروردی» بهره ها گرفت.

سعدی در خانقاهی که اکنون آرامگاه اوست و در گذشته محل زندگی او بود، به خاک سپرده شد که در انتهای خیابان بوستان و در کنار باغ دلگشا است. این مکان در ابتدا خانقاه شیخ بوده که وی اواخر عمرش را در آنجا می‌گذرانده و سپس در همان‌جا دفن شده‌است. برای اولین بار در قرن هفتم توسط خواجه شمس الدین محمد صاحب‌دیوانی وزیر معروف آباقاخان، مقبره‌ای بر فراز قبر سعدی ساخته شد. در سال ۹۹۸ به حکم یعقوب ذوالقدر، حکمران فارس، خانقاه شیخ ویران گردید و اثری از آن باقی نماند. تا این که در سال ۱۱۸۷ ه.ق. به دستور کریمخان زند، عمارتی ملوکانه از گچ و آجر بر فراز مزار شیخ بنا شد که شامل ۲ طبقه بود. طبقه پایین دارای راهرویی بود که پلکان طبقه دوم از آنجا شروع می‌شد. در دو طرف راهرو دو اطاق کرسی دار ساخته شده بود. در اطاقی که سمت شرق راهرو بود، گور سعدی قرار داشت و معجری چوبی آن را احاطه کره بود. قسمت غربی راهرو نیز موازی قسمت شرقی، شامل دو اطاق می‌شد، که بعدها شوریده (فصیح الملک) شاعر نابینای شیرازی در اطاق غربی این قسمت دفن شد. طبقه بالای ساختمان نیز مانند طبقه زیرین بود، با این تفاوت که بر روی اطاق شرقی که قبر سعدی در آنجا بود، به احترام شیخ اطاقی ساخته نشده بود و سقف آن به اندازه دو طبقه ارتفاع داشت. بنای فعلی آرامگاه سعدی از طرف انجمن آثار ملی در سال ۱۳۳۱ ه-ش با تلفیقی از معماری قدیم و جدید ایرانی در میان عمارتی هشت ضلعی با سقفی بلند و کاشیکاری ساخته شد. روبه‌روی این هشتی، ایوان زیبایی است که دری به آرامگاه دارد.

سکه های پانصد ریالی برنزی ایران از سال 1387 خورشیدی به نقش آرامگاه سعدی مزین شده است.

لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ٥:٥٠ ‎ب.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
امکانات وب