لشکاجان
اين وبلاگ دربردارنده مطالب و اخباري پيرامون روستاي سرسبز لشكاجان است،اميدوارم در اين راه با ما باشيد تا بتوانيم نام سبز لشكاجان را در فضاي مجازي جاودانه كنيم.متشكرم 
قالب وبلاگ

  "مطالب زیر عینا از ماهنامه اجتماعی فرهنگی خیمه مهرماه صفحه 25 گرفته شده است."

   جملة «سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست» که منسوب به شهید مدرس است، از مشهورترین و مؤثرترین جملات تاریخی است که میتواند عنوان بخش مهمی از تاریخ ما نیز باشد. شاید دقیقاً ندانیم که شهید مدرس از این جمله، چه معنا و نظریهای را اراده کرده است؛ اما امروز این جملة کوتاه، معانی متفاوتی یافته است. معنای ساده و همهفهم آن، این است که دین ما (اسلام) از سیاست جدا نیست و دینداران نباید سرنوشت اجتماعی خود را به دیگران بسپارند.

تا اینجا هیچ مشکلی وجود ندارد و شاید حتی مخالفی هم نداشته باشد. به جز دینداران، گروههای دیگر انسانی هم نمیتوانند از سیاست کناره بگیرند و هیچ حساسیتی به کشتیای که بر آن سوارند، نداشته باشند. این جملة افلاطون، خالی از حقیقت نیست که «انسان یعنی حیوان سیاسیبنابراین کسی با سیاسیبودن و گرایش سیاسیداشتن مخالف نیست یا اگر مخالفتی هم باشد، درخور اعتنا نیست؛ اما متأسفانه از دین سیاسی و جملة «سیاست ما عیت دیانت ماست...» چندین معنای غلط و بیراه هم اراده شده است که من در اینجا به دو نمونه از آنها اشاره میکنم:


۱. به گمان برخی، «سیاست ما عین دیانت ماست...» یعنی معیار دیانت و آدمیت، سیاست است. اگر کسی با آنچه ما حق میدانیم، همسویی سیاسی داشت، دیانتِ او نیز معتبر و پذیرفته است و اگر این همسویی مفقود بود، او فاقد دیانت و اعتمادناپذیر و تحملناپذیر است! البته هیچکس این باور را به زبان نمیآورد؛ ولی در عمل عدهای اینگونهاند؛ به عبارت دیگر برخی گمان کردهاند که سیاست ما عین دیانت ماست؛ یعنی نماز هم باید سیاسی باشد، روزه و روضه هم باید جو سیاسی داشته باشد، دوست و دشمن را هم باید سیاست تعیین کند، هر بحثی را از هر جا که شروع میکنیم، باید به سیاست برسانیم و ... .

این تصور غلط است؛ زیرا دین سیاسی یا سیاست دینی به معنای اضمحلال دین در نهاد سیاست نیست. دین، نهادی الهی است که سیاست را هم در درون خود دارد؛ اما هرگز در سیاست خلاصه نمیشود. بهترین دلیل بر این مدعا سیرة انبیاء و اولیاء (ع) و شیوة بزرگان دینی ما در طول تاریخ است. آیا این همه اختلاف و بگومگوی سیاسی که در میان مردم و جوانان شایع است، میان مجتهدان بزرگ و مراجع تقلید هم هست؟ هرگز! آیا آنان هم همدیگر را با ترازوی سیاست وزن میکنند؟ هرگز
!

آمیختگی دیانت و سیاست به معنای دادن کلید درهای دین و مسجد و هیئتهای مذهبی به دست سیاست نیست، به معنای ترجیح نگاه سیاسی به افراد، بر نگاه برادرانه نیست. قضاوت دربارة انسانها بر پایة مواضع سیاسیآنان، نه سیاست است و نه دیانت؛ چه رسد به اینکه آمیزة آن دو باشد
.

در آستانة عاشورای سال ۵۸ یعنی در اولین عاشورای پس از پیروزی انقلاب، امام خمینی (ره) سخنرانی مفصلی دربارة عاشورا و عزاداری برای سیدالشهداء (ع) کردند. در بخشی از این سخنرانی میفرمایند
:
«
محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است، فداکاری سیدالشهدا سلام الله علیه است که اسلام را برای ما زنده نگه داشته است. زنده نگه داشتن عاشورا با همان وضع سنتی خودش از طرف روحانیون، از طرف خطبا، با همان وضع سابق و از طرف تودههای مردم با همان ترتیب سابق که دستهجات معظم و منظم، دستهجات عزاداری به عنوان عزاداری راه میافتاد. باید بدانید که اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند، باید این سنتها را حفظ کنید؛ البته اگر چنانچه چیزهای ناروایی بوده است سابق و دست اشخاص بیاطلاع از مسائل اسلام بوده، آنها باید یک مقداری تصفیه بشود؛ لکن عزاداری به همان قوت خودش باید باقی بماند و گویندگان پس از اینکه مسائل روز را گفتند، روضه را همانطور که سابق میخواندند و مرثیه را همانطور که سابق میخواندند، بخوانند و مردم را مهیا کنند برای فداکاری. »۱

تأکید امام (ره) در این سخنرانی بر حفظ وضع سنتی عاشورا در آن زمان، به این معنا بود که عاشورا مادر انقلاب است؛ نه فرزند انقلاب. باید حرمت این مادر را حفظ کرد و آن را همانگونه که میان مردم و تودهها رسم بوده، حفظ کرد. آغشتن عاشورا به آنچه امروز و فردا در صحنههای سیاسی و اقتصادی رخ میدهد، کاستن از وزن و قداست عاشوراست. عاشوراییان، سیاست را رشحهای از رشحات مکتب حسینی میدانند؛ نه همة آن یا بخش مهم آن.
بدین رو هیئتهای عاشورایی نیز نباید جولانگاه مباحث جزئی سیاسی باشد. گفتوگو دربارة سرنوشت ملتها و سیاستهای کلان دینی، همهجا و همیشه مطلوب است؛ اما بحث و جدل بر سر مواضع سیاسی در مسائل جزئی، دافعهای ویرانگر دارد و هیئتهای مذهبی را به میتینگهای سیاسی یا خردهاحزاب تبدیل میکند.

۲. سیاستی که عین دیانت است، جهتگیری کلی برای اصلاح امور مسلمانان است؛ اما هرگز نباید و نمیتوان مواضع برخی شخصیتهای سیاسی - هرقدر که محترم و مردمی و مؤمن و حق باشند- را عین دیانت شمرد و چنان بر سر آن ایستاد که گویی همة حقیقت در آنکس و موضع او خلاصه شده است. دیانت، بسیار عظیمتر و مقدستر از آن است که با مسائل روزمرة سیاسی مساوی باشد.

آنان که فضای هیئتهای مذهبی را به روزمرگی
سیاسی مبتلا میکنند، بزرگترین صدمات را به روح و کالبد این مجموعة تأثیرگذار میزنند. به گمان برخی سیاستزده هر فضایی فرصتی است برای پیشبرد اهداف سیاسی؛ اما آن اهداف هر قدر هم که مقدس باشند، باید در جای خود و با موازین در خور خود طرح شوند؛ وگرنه دلها را برمیآشوبند و نگاهها را بدبین میکنند.

هیئتهایی که شهرت سیاسی آنها بیش از جنبة معنوی و عاشوراییشان است، بهقطع برای برخی از محبان سید الشهداء (ع) دافعه دارند و آنان را به محیطهای دیگر میرانند. سیاست عاشورایی، غیر از عاشورای سیاسی است. عاشورا باید عاشورا بماند تا بتواند خاستگاه پاکترین نظریههای سیاسی و غیر سیاسی باشد.

بهرهبرداری سیاسی از امکانات عاشورا در برخی هیئتهای مذهبی با اهداف درازمدت دین سازگاری ندارد و ظرفیتهای این نهضت عظیم را در کوتاهترین زمان هزینه میکند و حماسهای را که ذخیرة ابدی است، به چالههای روزمرگی میاندازد.

 

پینوشت:

۱. صحیفة نور، ج۱۵، ص۲۰۴-۲۰۳

 

نوشته رضا بابایی

منبع:ماهنامه اجتماعی فرهنگی خیمه

 




[ سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٤:۳٩ ‎ب.ظ ] [ محسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
امکانات وب