به یاد دکتر!

به بهانه 29 خرداد بیست وچهارمین سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی:

"خداوندا به من کمک کن تا از آنهایی باشم که پول دنیا را می گیرند وبرای دین خرج می کنند،نه از آنها که پول دین را می گیرند و برای دنیا خرج می کنند." 

                                                                                           دکترشریعتی

علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در روستای کاهک در کویر مزینان در نزدیکی سبزوار زاده شد. پدرش محمد تقی شریعتی، موسس کانون نشر حقایق اسلام و مادرش زهرا امینی بود. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده ملاهادی سبزواری محسوب می‌شد.شریعتی تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان ابن یمین در مشهد در سال ۱۳۱۹ آغاز کرد و به دنبال آن در سال ۱۳۲۵ وارد دبیرستان فردوسی مشهد شد. او پس از اتمام سیکل اول دبیرستان در سن شانزده سالگی؛ با هدف ادامه تحصیل وارد دانشسرای مقدماتی شد.

شریعتی تحصیلات دانشگاهی خود را در مشهد گذراند و تحصیلات عالی خود را در مقطع دکتری در سال ۱۳۴۱ در فرانسه و در رشته ادبیات ادامه داد. در سال ۱۳۴۳ به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. حکم دستگیری از سوی ساواک بود و متعلق به ۲ سال پیش یعنی در هنگام خروج از ایران که به همان دلیل معلق مانده بود و در عین حال لازم‌الاجرا بود. بعد از بازداشت به زندان قزل‌قلعه در تهران منتقل شد. اوائل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت.

در جریان وقایع ۳۰ تیر سال ۱۳۳۱ اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام شاهنشاهی بود. در تاریخ ۲۴ تیر سال ۱۳۳۷ با پوران شریعت‌رضوی همکلاسیش ازدواج کرد. او تحت تاثیر سنتهای خانواده‌اش، بویژه افکار نوگرایانه پدرش محمدتقی شریعتی، قرار گرفت. پدربزرگش آخوند حکیم و عموی پدرش عادل نیشابوری از دانشمندان فقه، فلسفه و ادب به‌شمار می‌آمدند. پدرش «کانون نشر حقایق اسلامی» مشهد را بنیان نهاد و از مبتکرین و آغازگران جنبش نوین اسلامی به‌حساب می‌آید.

شریعتی از پیرامون به مرکز مبارزه وارد شد و به شاخه مشهد نهضت مقاومت ملی به رهبری سید محمود طالقانی مهندس مهدی بازرگان و یدالله سحابی پیوست. علی شریعتی یکی از سخنگویان و فعالان آتشین این نهضت علیه سلطه و استثمار غرب در ایران بود. فعالیتهای بیدارگرانه‌اش باعث دستگیری او در سال ۱۳۳۶ و انتقال فوری‌اش به زندان قزل‌قلعه در تهران به مدت هشت ماه شد.

پرونده:Shariati-pooranshariatrazavi.jpg

پس از قبول شدن در بورس تحصیلی، علی شریعتی برای مدتی دست از فعالیتهای سیاسی کشید و برای ادامه تحصیلات عالیه به فرانسه رفت. وی اندکی پس از رسیدن به پاریس به گروه فعالان ایرانی نظیر ابراهیم یزدی، ابوالحسن بنی‌صدر، صادق قطب‌زاده و مصطفی چمران پیوست و در سال ۱۳۳۸ سازمانی بنام «نهضت آزادی ایران» (بخش خارج از کشور) بنیان گذاشته شد. حدود دو سال بعد شریعتی دو جبهه تحت نامهای جبهه ملی ایران در آمریکا و جبهه ملی ایران در اروپا را تأسیس کرد. در جریان کنگره جبهه ملی در ویس‌بادن (جمهوری آلمان فدرال) در اوت ۱۹۶۲، شریعتی با توجه به قدرت فکری و قلمی‌اش، بعنوان سردبیر روزنامه فارسی‌زبان جدیدالانتشار ایرانی در اروپا یعنی «ایران آزاد» انتخاب شد. اولین شماره این نشریه در ۱۵ نوامبر ۱۹۶۲ منتشر گردید. این نشریه دیدگاه‌های روشنفکران ایرانی خارج و نیز واقعیتهای مبارزات مردم ایران را منعکس می‌کرد.


شریعتی از آبان ماه ۱۳۵۱ تا تیر ماه ۱۳۵۲ به زندگی مخفی خود روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی حسینیه ارشاد به بعد، متن سخنرانی‌های شریعتی با اسم مستعار به چاپ می‌رسید. در تیر ماه ۱۳۵۲، علی شریعتی در نیمه شب به خانه‌اش مراجعه کرد و دو روز بعد به شهربانی مراجعه کرد و خودش را معرفی کرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت.

وی در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در حالیکه سه هفته از سفرش به انگلستان می‌گذشت، در ساوت همپتون درگذشت. دلیل رسمی مرگ وی حمله قلبی اعلام شد(هرچند مرگ وی به دلیل نداشتن سابقه‌ی بیماری قلبی مشکوک بود. شریعتی وصیت کرده بود که وی را در حسینیهٔ ارشاد دفن کنند، ولی در قبرستانی کنار آرامگاه زینب کبری، در شهر دمشق نگهداری می‌شود و خانواده اش هزینه نگهداری جسد وی را متقبل شدند.

شریعتی یکی از متفکران مسلمان بود و در عین حال، رویکردی نقادانه نسبت به برخی از باورهای مذهبی داشت. او به‌طور خاص، تشیع صفوی را مظهر سنت مسخ شده می‌داند و آن را توام با اسارت‌پذیری، خرافه، تقلید و جبرگرایی معرفی می‌کرد. وی همچنین از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد می‌کرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملت‌های شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیموده‌است. البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت. شریعتی، محمدرضا حکیمی را به عنوان وصی خود جهت هرگونه دخل و تصرف در آثارش انتخاب کرده است.

آثار

  • با مخاطب‌های آشنا
  • خودسازی انقلابی
  • ابوذر
  • بازگشت به خویشتن
  • ما و اقبال
  • تحلیلی از مناسک حج
  • شیعه
  • نیایش
  • تشیع علوی و تشیع صفوی
  • جهت‌گیری طبقاتی در اسلام
  • تاریخ تمدن جلد۱
  • تاریخ تمدن جلد۲
  • هبوط در کویر
  • تاریخ و شناخت ادیان جلد ۱
  • تاریخ و شناخت ادیان جلد ۲
  • اسلام‌شناسی۱ درس‌های حسینهٔ ارشاد
  • اسلام‌شناسی۲ درس‌های حسینهٔ ارشاد
  • اسلام‌شناسی۳ درس‌های حسینهٔ ارشاد
  • حسین وارث آدم
  • چه باید کرد؟
  • زن
  • مذهب، علیه مذهب
  • جهان‌بینی و ایدئولوژی
  • انسان
  • انسان بی‌خود
  • علی، حقیقتی بر گونهٔ اساطیر
  • بازشناسی هویت ایرانی- اسلامی
  • روش شناخت اسلام
  • میعاد با ابراهیم
  • اسلام‌شناسی
  • ویژگی‌های قرون جدید
  • هنر
  • گفتگوهای تنهایی (دو جلد)
  • نامه‌ها
  • آثار گونه‌گون (دو جلد)
  • آثار جوانی (دو جلد)
  • آری، اینچنین بود برادر

 

 

 نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد 

     نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت 

           ولی بسیار مشتاقم 

                که از خاک گلویم سوتکی سازد، 

            گلویم سوتکی باشد،بدست کودکی گستاخ و بازیگوش 

                                      و او یکریز و پی در پی  

                 دم گرم و چموش خویش را بر گلویم سخت بفشارد 

                                   و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد، 

                بدین سان بشکند در من، 

                                       سکوت مرگبارم را......... 

و اگر خفه ام کنند
   

      سازش نخواهم کرد 

              و حقیقت را قربانی مصلحت نمیکنم

                  و اما آن قوم اگر موفق شدند که مرا بردار کشند
 

                 و یا همچون عین القضاة شمع آجین کنند
 

                   و یا مانند ژوردانو در آتشم بسوزانند

            حسرت شنیدن یک آخ را هم بردلشان خواهم گذاشت...

/ 7 نظر / 6 بازدید
زرین

و ناگهان ديدم در کنار فرعون ها و قارون ها که به بردگيمان مي خريدند و به بيگاريمان مي کشيدند، ديگراني نيز به نام جانشينان پيامبران سرکشيدند، روحانيان رسمي. آري اين چنين بود برادر - دکتر علي شريعتي

محمد جواد

سلام به همه دوستان ترجيح ميدهم با كفشهايم در خيابان راه بروم و به خدا فكركنم تا اين كه در مسجد بشينم و به كفشهايم فكر كنم

جواد

دکتر شریعتی قطعا" یکی از متفکرین بزرگ بوده است . اما دلیل نمی شود که اشتباهی نکرده باشد .این مقاله _که منبع اصلی آن ای کاش درج می شد- نگاهی کاملا" یک سویه دارد . یعنی سعی دارد دکتر شریعتی را طوری معرفی نماید که کاملا" محق است و مخالفینش باطل . افراد بزرگی که در این مقاله نام برده شده اند ، علمایی هستند که بیش از 30 سال از عمرشان را صرف تحقیق و تعلیم و تعلم در حوزه دین کرده اند . البته بنده نمی خوام برخوردهای افراطی را تایید نمایم ، اما نگرش این مقاله را نیز مقبول نمی دانم . در ضمن با توجه به جنایات گروهک منافقین که حتی بیشتر کشورهای اروپایی بطور صوری هم که شده ، این سازمان را تروریستی می دانند ، درج آرم این گروهک در بالای صفحه ، مناسب نیست . همراهی آرم سازمان در کنار تصاویر امام و دکتر شریعتی نیز ، چیزی از قبح آن نمی کاهد .

صادق

امروز سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران است به همین مناسبت خواستم یادی از این بزرگوار کرده باشم و مرثیه ای که توسط ایشان هنگام خاک سپاری دکتر شریعتی بر سر مزارش خوانده شده است را بنویسم . ای علی! به جسد بی جان تو مینگرم که از هر جانداری زنده تر است, یک دنیا غم, یک دنیا درد, یک کویر تنهایی, یک تاریخ ظلم و ستم, یک آسمان عشق یک خورشید نور و شور و هیجان , از ازلیت تا به ابدیت در این جسد بی جان نهفته است. تو ای علی !حیات جاوید یافته ای و ما مردگان متحرک آمده ایم تا از فیض وجود تو , حیات یابیم. قسم به غم , تا روزگاری که در دریای غم بر دلم موج میزند , ای علی, تو در قلب من زنده و جاویدی... و تو ای خدای بزرگ ! علی را به ما هدیه کردی تا راه و رسم عشق بازی و فداکاری را به ما بیاموزد , چون شمع بسوزد و راه ما را روشن کند و ما به عنوان بهترین و ارزنده ترین هدیه خود , او را به تو تقدیم میکنیم , تا در ملکوت اعلای تو بیا ساید و زندگی جاوید خود را آغاز کند...

جواد

برا ی اقا محمد جواد که در مسجد فقط به فکر کفشهاشه همون بهترکه بره بیرون از مسجد!!![نیشخند]

رقیه حسابی لشکاجانی

سلام یادش گرامی خدایا ![گل] در تمامی عمر به ابتذال لحظه ای گرفتارم مکن که به موجوداتی برخورم که در تمامی عمر لحظه ای را در ترجیح عظمت و عصیان و رنج بر خوشبختی و ارامش و لذت اندکی تردید کرده اند… انسان به میزانی که می اندیشد ، انسان است، به میزانی که می آفریند انسان است نه به میزانی که آفریده های دیگران را نشخوار می کند

نگار

دکتر علی شریعتی خدايا عقيده ام را از دست عقده ام مصون دار به من قدرت تحمل عقيده مخالف را ارزاني كن رشد عقلي و علمي، مرا از فضيلت، تعصب، احساس و اشراق محروم نسازد مرا همواره، آگاه و هوشيار دار، تا قبل از شناختن درست كسي با فكري_ مثبت يا منفي_قضاوت نكنم جهل آميخته با خودخواهي و حسد، مرا رايگان، ابزار قتاله دشمن، براي حمله به دوست نسازد شهرت مني را كه: مي خواهم باشم قرباني مني كه: مي خواهند باشم، نكند خود خواهي را چندان در من بكش، يا بر كش تا خودخواهي ديگران را احساس نكنم، و از آن در رنج نباشم به من تقواي ستيز بياموز، تا در انبوه مسئوليت، نلغزم و از تقواي پرهيز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم به من توفيق تلاش در شكست؛ صبر در نوميدي؛ رفتن بي همراه؛ جهاد بي سلاح؛ كار بي بِاداش؛ فداكاري در سكوت؛ دين بي دنيا؛ مذهب بي عوام؛ عظمت بي نام؛ خدمت بي نان؛ ايمان بي ريا؛ خوبي بي نمود؛ گستاخي بي خامي؛ مناعت بي غرور؛ عشق بي هوس؛ تنهايي در انبوه جمعيت؛ دوست داشتن بي آنكه دوست بدارند؛ روزي كن