از لشکرجان تا لشکاجان

نخست در گذشته و در قسمتهای جنوب شرقی در مجاورت رودخانه پرجوش و خروش شیرارود که بعلت طغیان گاه بگاه ناشی از بارندگیهای منطقه کوهستانی اشکورات ( از توابع شهر رحیم آباد شهرستان رودسر ) سبب ایجاد حوادث شده و شر بپا میکرد و در گذشته نیز به همین نام شرارود شهرت داشت و به مرور زمان بنام فعلی شیرارود تغییر نام داد که اکنون متاسفانه به نهری مانند است پر از زباله که این نیز یکی دیگر از دستاوردهای ما انسانها برای طبیعت خدادادیست، قلعه ای وجود داشته گویا متعلق به سپاه ذخیره لیل بن نعمان که حکومت مازندران را در اختیار داشته و مرز آن عصر که از هزار سال هم میگذرد تا رودخانه بعدی در ناحیه غرب رودسر امروزی بنام گوارود بوده که این سپاه از این قلعه حرکت داده شده و ضمن فتح مناطق مازندران، تا به طوس نیز رسیده و در آنجا از دوطرف مورد حمله سپاه حاکم آن سرزمین واقع شده و غائله جاه طلبی در فزونی قلمرو شان خاتمه پیدا میکند.

آبادی و سکونت در روستای لشکاجان که از دو قسمت بالا ( علیا ) و پایین ( سفلی ) تشکیل شده ، با تخلیه آن قلعه شروع میشود. در سالهایی که مردم بمنظور ایجاد زمین مناسب جهت کشاورزی،یعنی مکان همان سلسله ساختمانهای جایگاه لشکر را تسطیح میکردند تا بذر طلای سبز یعنی چای را بکارند، شمشیری نیز یافت میشود که خود بر ادعای این مطالب صحه میگذارد ولی متاسفانه در حال حاضر از این قطعه مکشوفه خبر دقیقی در اختیار نیست . و به دلیل وضعیت جغرافیایی گیلان و بارندگیهای پیاپی ، کل خانه های مسکونی و بناهای نظامی  پادگان از بین رفته و فقط فرازی تپه ای شکل از آن بجا مانده که بطرف شیب رودخانه تسطیح شده و امروزه کلا زیر پوشش باغات چای رفته است.

از آن جایی که  "جان"  در زبان پهلوی باستان ، به معنی جایگاه میباشد براین اصل لشگرجان بمعنی جایگاه لشگر نام داشت و در حدود پانصد سال قبل هم بعلت داشتن درختان شمشاد و همان خاک خشک و کندن خندقی عریض و طویل هم محل عبور پنهانی سپاه حکومتهای گیلان و آذربایجان بود که چندین دهه نیز در عصر صفویه هم این معبر وجود داشته و اینک در حدفاصل مرکز  همان محل، مدرسه ابتدایی روستا دایر است.

خارج از این مسائل سابق برین بعلت قرار گرفتن بین دو رودخانه گوارود و شیرارود و گذرگاه خشک غیر باتلاقی و غیر جنگلی بین دریای خزر و کوهستانهای جنوبی مابین گیلان و مازندران ،آباد و دارای انواع میوه های جنگلی وزیر کشت گندم و جو و انواع حبوبات بوده که بعدها بیشتر زمینهای پست و آبگیر آن به مزارع برنج و بلندیهای غیر آبگیرش به باغات کشت چای که امروزه دو محصول اصلی این منطقه را شکل میدهند تبدیل گشته که هر دو بعلت داشتن خاک خوب از کیفیت بالایی برخوردارند. درختان شمشاد نیز دیگر به مانند قبل رشد بسیاری ندارند و از تعداد آنها فوق العاده کم شده و به ثمر صنعتی شدن هم نمیرسند و درختان کرات و شبخوس که دامداری گذشته را رونق میدادند در اثر آفات درختی از بین رفته اند اما درختان دیگری جایشان را گرفته و به رشد کامل میرسند که در کنار برنج و چای و حبوبات و سبزیجات و دامداری، فروش درخت بجهت قطع و مصرف در چرخه صنعت درودگری کشور نیز بخشی از درآمد اقتصادی اهالی آبادی را تامین میکند .

لشکاجان از حدود چهارصد سال قبل تنها آبادی منطقه بوده که در میان آبادیهای پراکنده اطراف خود که کم کم شکل گرفته اند دارای امتیازاتی بوده که آبادیهای محروم وتازه شکل گرفته اطراف تا کیلومترها دورتر از آن نیز، از این امتیازات و امکانات رفاهی استفاده میکردند که برخی از این امکانات مهم آن زمان شامل: وجود گورستان و مسجد و آبدنگ (دستگاهی که با فشار آب کار میکند به منظور تبدیل جو به برنج ) و دستگاه مالش چای و محل عبور و مرور از روستا تا شهر که نزدیکترین و بهترین جاده را به شهرهای رودسر و لنگرود داشته است .

همچنین بعلت علاقمندی مردمان این دیار به مقوله آموختن و داشتن سواد، از دیرباز محل برگزاری کلاسهای درس نزد میرزاهای خانگی بوده، که از این نظر نیز در منطقه دارای شهرت و معروفیت میباشد و از این کلاسها هم خود اهالی لشکاجان بالا و پایین استفاده میکردند و هم ساکنین ده همجوار یعنی بازرگان محله که روستایی با قدمت دویست ساله میباشد . که در مجموع بالاترین رقم آماری نفرات باسواد مخصوصا در مردان را در بین آبادی و روستاهای دور و نزدیک را داشته است .

از آخرین نفرات میرزاهای خانگی میتوان به میرزا محمدحسین و مردی از دیار طالقان بنام احسانی اشاره کرد که تا سالهای 1315 نیز در این روستا مکتب خانه داشته اند که در ده ها روستا های اطراف نیز تا آن زمان بوجود نیامده بود و بلاخره اولین مدرسه در سالهای ما بین 1320 الی 1325 در روستای مجاور رودخانه شیرارود یعنی بازرگان محله بصورت رسمی تاسیس و شکل گرفت آنهم با دو نفر معلم و بالغ بر حدود 300 الی 400 دانش آموز که بیشترشان باز ساکن لشکاجان بوده اند .

اولین کارخانه تبدیل شالی یا همان جو به برنج درسال 1330 در لشکاجان احداث شد و به مرور زمان در گوشه و کنار تعدادشان افزایش یافت که امروزه سه باب آن بصورت مدرنیزه که پاسخگوی نیاز لازم فعلی میباشد مشغول بکار است و آن اولی هم به انباری نیمه متروکه مبدل گشته است . در سالهای اخیر یک باب کارخانه چایسازی دیگر که دومین کارخانه خشک سازی برگ سبز چای در منطقه کویه و لشکاجان به بهره برداری رسید و ساختمان های مدارس ابتدایی و راهنمایی و خانه فرهنگ روستایی و مخابرات مرکزی و دهداری نوساز نیز ضمن داشتن برق سراسری و خطوط ارتباطی / مخابراتی تلفن و نانوایی لواشی و بربری و مغازه های فروش مایحتاج زندگی و تاکسی تلفنی و جایگاه توزیع نفت در روستای لشکاجان که هم از سمت شرق و هم غرب به شهر، راه دسترسی آسفالته دارد، بوجود آمدند و بلاخره پس از سالها انتظار آرزوی دیرینه مردمان این دیار کم کم در شرف برآورده شدن است و آنهم اینکه لشکاجان نیز از داشتن نعمت گاز شهری  در آینده نزدیک بهره مند خواهد شد .

در دهه پنجاه بعلت داشتن جمعیت نسبتاً زیاد و حضورجوانان پرشور وتوانا و انقلابی تصمیم و اقدام به تاسیس کتابخانه ای شد که فعالیت های هنری و ورزشی آن بسیار پیشرفت کرد تا حدی که تیم والیبال آن سرآمد تمامی تیمهای والیبال سطح استان گیلان شد و به اردوهای آمادگی زیادی جهت مسابقات نیز رفتند که در اینجا جا دارد از تلاشهای بی امان جناب آقای عبدالعلی بنی مهد لشکاجانی که امروزه رودسر را به قطبی استعدادپرور در این رشته در سطح کشور مبدل ساخته و در عرصه ورزش افتخاری جاودانه برای دیار  لشکاجان محسوب میشوند تقدیر و تشکر نماییم .

ولی اکنون که در دهه هشتاد به سر میبریم متاسفانه جمعیت پیر و جوان آن بسیار اندک گشته تا بدان جا که بسیاری از زمینهای کشاورزی اعم از برنج و چای بدون کارگر و بعمل آورنده باقی مانده اند .

 

البته بد نیست بدانید که با توجه باینکه گیلان در دو نوبت از وجود بیماری فراگیر وبا آسیب دید ، لشکاجان نیز در این رویداد وحشتناک و کشتار کننده به سختی صدمه دید و در آن حادثه کلیه ساکنین آن بجز دو نفر هلاک شدند و بعدها خانواده هایی از مناطق اشکورات رحیم آباد و اطراف استان مازندران و روستاهای اطراف لاهیجان و لنگرود به این منطقه کوچ کردند و در لشکاجان ساکن شدند که اولاد و نوادگان آنها اهالی لشکاجان و بومی های سالهای اخیر را تشکیل میدهند.

 

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید الف

با سلام تشکر از مطالب خوبت اما د تا در خواست دارم که یکیش تکراربه 1.لطفا اخبار تصویری از لشکاجان رو راه بندازید و عکسهای قشنگی از مناظر این روستای پر خاطره 2.برادر من فونت نوشته هارو درشت کن.چیزی از وبلاگت کم نمیشه!!ما هم راحتتر راغب میشیم تا تهش بخونیم با تشکر

هادی امیری

سلام گرامی... من یه آقای مهندس سفیدی عزیزی رو میشناسم که خیلی دوست داشتنی و بزرگوار هستند... از منسوبین گرامی ما... مهندس کشاورزی... سلام گرم ما رو به ایشان برسانید... در پناه حق[گل]

محمد صدرا معینی

سلام محسن جان لینکت کردک . به عطا جان هم سلام برسون بگو مانعی ندار که از مطالب همدیگه استفاده کنیم .لطفا برام از لشکاجان عکس بزارین و کمی هم فونت نوشته هات رو بولد کن لطفا . انشا’الله محرم همدیگرو می بینیم . موفق باشین .

محمد رمضانی

خیلی جالب بود ادامه بده محسن جان

mojtabah

آیتالله خمینی در وصیتنامۀ سیاسی-الهی میفرمایند وصیت اكید من به قوای مسلح پاسدار و بسیج، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند. در این صورت میتوانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. . وظیفه شرعی و میهنی آنان است كه اگر قوای مسلح ، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب وارد شوند كه – بیاشكال به تباهی كشیده میشوند - و یا در بازیهای سیاسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شورای رهبری است كه با قاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا كشور از آسیب در امان باشد "دو وظیفۀ اصلی سپاه پاسداران، محافظت از اصل حکومت به وسیلۀ ولی فقیه و اصل جهاد است. . . بنابراین سپاه پاسداران را نباید از بُعدهای سیاسی یا باورهای ایدئولوژیکی محروم کرد. بدون فداکاریهای ما بسیجیها آقای احمدینژاد وجود خارجی نخواهند داشت. http://www.youtube.com/watch?v=Wd76F71NN-0

سید حمزه مرتضوی

سلام محســـــــــــن. خیلی جالب بود . به بچه ها سلام برسون

بهنام خادم زاده

سلام به دوستان عزیزم.خدارو شکر ماهم به اقای مولوی تبریک عرض می کنیم.دست اقا محسنم درد نکنه بابت خبرهای خوبشون.

رقیه حسابی لشکاجانی

سلام خسته نباشید. عالی بود.فقط اگه مطالب درج شده با ذکرمنبع باشن ممنون میشم. ادامه بدین.با ارزوی موفقیت برای شما.[گل]

محمد جوادحقی

سلام تحقیق جالبی بود . امیدوارم مطالب بیشتری راجب به لشکاجان برامون پیدا کنی.یا حق