داستان درویش و زاهد و دخترک کنار رودخانه

زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند.
دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.» درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد: « من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.»

/ 22 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرشیدصالحی

باسلام به محسن که زحمات زیادمیکشند.دستتان دردنکند .سلام مخصوص به خواهرودخترعمه عزیزم زرین وlilaدرموردسیاوش اما بگویم این جمله را . توکه حرف زدن بلدنیستی حرف نزدن که بلدی میخواهم کمی بابت فلسفه بگویم زاهدان هماننددانشمندان عالم وفیلسوفندوچون سخن ازدل می گویند لاجرا"بردل نشینندودرایران ازقدیم تاکنون بسیار زاهدودرویش داریم که به اندازه یک دنیا به خودمان افتخار کنیم .همین جمله مولوی بس که هفت شهر عشق را اعطار گشت وما هنوزاندرخم یک کوچه ایم بحث جالب درباره عقل ودل است دکارت میگوید دل به حقایقی دسترسی دارد که ازفلسفه عقل بدور است وعشق ودوست داشتن دراین مرحله قراردارد. درقران داریم دل حرم پاک خداوند است و درحرم خدا غیر خداراراه ندهید.درکتاب کویر شریعتی نیز بحث بسیار جالب عشق ودوست داشتن گفته شده است درنهایت حتی دربحت دوست داشتن وعشق ظاهری وواقعی همه تااندازه ای می توانند بدون تحسیلات لسانس ودکترا زاهدوعاقل وحتی دیوانه باشند.درپایان بزرگمرددنیا مولوی میگوید:چه دانم های بسیاری لیکن من هیچ نمیدانم که خوردنم ازدهان بندی ازآن دریاکفی افیون

بهنام

سام اون اقام با شما نبود یه پیشنهاد کرد به مدیر سایت

سام

@بهنام این جا یه ولاگ اجتماعی فرهنگی هست نه یه وبلاگ مذهبی یاسیاسی ."سید حمزه مرتضوی"اینو یاددش رفته بود و من بهش تذکر دادم تا بدونه .بنابراین ملامت شدنی واسه من نیست.و ای دخالت نیست .چون یادآوری قرارداده. ولی راجع به حضرت والا " بهنام" شما بدون دونستن این که چرا این کارو کردم و فقط با منطق ... انتقاد کردی. پس دفعه بعد الکی خودتو ...هر آشی نکن.!

بهنام

اقا جواد من فقط میگم یه اقا یه پشنهاد داده به مدیریت سایت اون اقا تصمیم گیرنده است که چی کار کنه.هر کامنتی که بچه ها میذارن سیاسی میکنه

سام

@بهنام تا حالا فقط فکر می کردم منطقت منطق ب... هست ولی الان مطمئنم چونه ای داره .به وسعت.... اصولا از اول نباید با موجودات مثه شما وارد بحث شد بنابراین به خودت زحمت نده جوابمو بدی. چون به این نتیجه رسیدم وقتم بیشتر از این ارزش دارهه که به خاطر "هیچچی " تلفش کنم. امثال شما نوابغ رو باید با توهماتشون تنها گذاشت تا توش .... محسن جان معذرت می خام اگر به خاطر بحث با این ها ناراحتت کردم چون همونطور که گفته بودی "اين وبلاگ ساخته شده كه همه رو دور هم جمع كنه نه اينكه از هم دور كنه" خیالت جمع دیگه باها شون بحث نمی کن.

بهنام

سام واقعا راست میگن ابلهان زبان دراز داران توهم مثل همونای بعدش هر وقت وجود پیدا کردی خودتو معرفی کنی بیا حرف بزن جوجه

بهنام

همه دروغ میگن سام کوچولو راست میگه پروفسور کارت دخالت تو کامنت بچه هاست

بهنام

سلام محسن جان حق با شماست من از همه عذر خواهی میکنم سعی میکنم دیگه تکرار نمیشه[قلب]

بهنام

ممنون نظر لطف شماست[چشمک]

جواد

خداییش بی جنبه بازی نیست که نظرات مخالف رو حذف کنید؟لاقل نطر منو حذف کردی از کامنتها هم کسانی که به من جواب دادن رو حذف می کردی که تابلو نشه!!!!!!!!!!!!!!!!برا ما که فرقی نداره اما...............